آتوساآتوسا، تا این لحظه: 16 سال و 6 ماه و 3 روز سن داره

مادرانگی های من

نمایی تازه از یک دختر

تا چندی پیش مطمین بودیم که دخترکمان همه چیزش به پدرش رفته است.همه چیز!!! از کلی ترین چیزها تا جزیی ترین! از مدل دندانهای فاصله دارش گرفته تا خال روی گونه و مدل نشستن و خوابیدن و حتی غذاهایی که دوستدارد. اما چند روزی است که طبیعت چهره دیگری از اتوسا را به ما نشان داده و روزنه های امیدی در دلم ما پیدا شده است. حالا میبینم که دخترک ما هم مانند کودکی مادرش خمیر دندان میخورد و با شانه سرش موزیک مینوازد و از اینکه از دیوار راست هم بالا برود ترسی به دل راه نمیدهد.و اما قسمت بد ماجرا این است که دقیقا مثل ما همیشه گرسنه است! حالا دلم به همسرم میسوزد که چگونه میخواهد این مادر و دختر را سیر کند ما به هیچ چیز رحم نخواهیم کرد!!! ...
8 مهر 1391

سرزمین آفتاب ممنونم

امروز با دردانه دخترمان به مجموعه آبی آفتاب رفتییم.خیلی به هردویمان خوش گذشت. آتوسا از آب تنی و سرسره بازی لذت میبرد و ما از شادی کودکمان غرق شادی بودیم. هر بار که دخترمان را در آن  مایو بنفش دو تیکه میدیدم که بسان خرگوش میجهد و از سرسره ها بالا میرود و قِل میخورد و در آب می افتد برایمان آنقدر زیبا بود که گویا دفعه اول است که او را میبینیم. جالب اینجاست که همه حرفها،همه حرکات و حالات دخترمان برای ما همیشه تازه است و هربار ما ذوق مرگ میشیم.شاید بی جنبه ایم!!! روز خوبی بود.خیلی خوب. امیدوارم دخترکمان زندگی اش سرشار از روزهای خیلی خوب باشد.ما که شادیم به شادی او پس امید که همیشه شاد باشد.
4 مهر 1391